عینک پولاریزه ام ،روی آفتاب را کم کرده.
تلفن آخرین مدلم را روی گوشم میگذارم و صدای نازک، و پر کرشمه دوست دخترم روحیه بخشم میشود.
آخ....
پایم به کاسه ی گدایی پسرکی در پیاده رو خورد....
ای بابا من هم شانس ندارما.کفشم کثیف شد
نمیدانم چه کسی بود که گفت:
«با دست های خالی بازی کردن این خاصیت را دارد که چیزی نمی بازی»
من نیز دستم خالی بود...
دریغا
قلبم را باختم.